بسیاری از ما ممکن است باورهای پیشینیان خود را به طور کامل تأیید نکنیم و تغییرات و اصلاحاتی به میل خود در آن وارد کرده باشیم. دین یا مکتبی که ما به آن اعتقاد داریم ممکن است ترکیبی باشد از آموزههای سنتی، باورهای شخصی و علوم جدید. شاید کنجکاو باشیم، آیا این مجموعهی اعتقادات ما اسمی هم ممکن است داشته باشد؟ ممکن است مکتبی در دنیا وجود داشته باشد که بیشتر از دین مادرزادی ما به باورهایمان شبیه باشد؟ شاید کنجکاو باشیم بیشتر راجع به آن بدانیم.
من سایت زیر را ده سال پیش پیدا کردم که با پرسیدن ۲۰ سؤال به شما میگوید اعتقاداتی که دارید چند درصد با کدام دین یا مکتب مطابقت دارد. در واقع این سایت تقریبا به شما میگوید دین شما الان چیست!
http://www.selectsmart.com/RELIGION/
این پرسشها حاوی واژههای فلسفی است و من در ادامهی این نوشتار در حد توانم آن را برای شما ترجمه کردهام. امیدوارم کمکی به شناخت باورهایتان کرده باشم.
۱-تعداد خداها (پروردگار، قدرت برتر)
- تنها یک خدا که جسم دارد: نامحدود، قدرت برتر، شخصی [1] ، خالق
- تنها یک خدا که جسم ندارد: قدرت برتر، شخصی، خالق
- چند خدای شخصی که همگی چهرههای مختلف از یک خدا هستند یا هر کدام یک خدای جدا هستند.
- قدرت برتر، یک «حقیقت مطلق» است که غیرشخصی است (یا نیروی زندگی، حقیقت غایی، نظم جهانی، سعادت مطلق، روح جهانی) که در درون و/یا در ورای همهی انسانها وجود دارد.
- قدرت برتر هم یک «حقیقت مطلق» غیرشخصیِ ابدی و بی جسم است و هم یک خدای شخصی است.
- خدا یا نیروی برتری وجود ندارد. یا مطمئن نیستم یا اهمیتی ندارد (بود و نبودش در سیستم اعتقادی من اهمیتی ندارد).
- هیچکدام از موارد بالا.
2- آیا هیچ جسم انسانی از خدا (یا خدایان) وجود دارد؟
- خدا (یا خدایان) موجود برتر هستند و جشم انسانی ندارند.
- خدا یک جسم انسانی دارد.
- چندین (یا بینهایت) جسم انسانی دارد.
- همهی انسانها به طور مساوی تجلی خدا هستند چون خدا همه چیز است و همه چیز خداست (یا خدا در همهی انسانها است)
- تجلی انسانی وجود ندارد چون خدایی وجود ندارد. یا این که من مطمئن نیستم. یا این که اهمیتی ندارد (بود و نبودش در سیستم اعتقادی من اهمیتی ندارد).
- هیچکدام از موارد بالا.
3- مبدأ پیدایش جهان هستی و زندگی روی زمین چیست؟
- همانطور که در کتاب مقدس آمده، خداوند جهان و زندگی را از هیچ در کمتر از ۷ روز و در کمتر از ۱۰ هزار سال پیش آفرید.
- همانند گزینهی قبلی، ولی منظور از یک «روز» ۲۴ ساعت نیست و ممکن است هزاران (یا میلیونها) سال یا یک مرحله از آفرینش باشد.
- خداوند فرآیندهای طبیعی که توسط دانشمندان کشف میشود را میآفریند. یا توضیحات ماورای طبیعی دیگری برای کشفیات دانشمندان وجود دارد.
- تمامی ماده و موجودات زنده تصویری (یا توهمی) از حقیقت ابدی (حقیقت غایی، روح جهانی، …)
- فقط نیروهای طبیعی (مانند تکامل و مهبانگ) میتوانند جهان را توضیح دهند یا عامل آن باشند و نه خالق یا نیروی ماورای طبیعی.
- هیچکدام از موارد بالا.
4- برای انسان پس از مرگ چه اتفاقی میافتد؟
- روحها فوراً برای تعیین بهشت و جهنم اولیه (برزخ) قضاوت میشوند. در داوری نهایی، انسانها احیا میشوند و برای بهشت و جهنم ابدی قضاوت میشوند (یا برای تنبیه و/یا پاک شدن قبل از ورود به بهشت ابدی آماده میشوند)
- مرگ باعث ناهوشیاری میشود تا زمان قضاوت نهایی که سرشتهای خوب به بهشت میروند و سرشت بد روی زمین از بین میرود. سرشت خوب به بهشتی که روی زمین است برمیگردد تا زندگی جاودانه داشته باشد.
- روحها در مرگ از بین میروند. سرشتهای خوب برای قضاوت نهایی دوباره زنده میشوند و به بهشت (یا بهشتی روی زمین) میروند. سرشتهای بد مرده میمانند.
- سیر روحانی روح پس از مرگ ادامه مییابد تا آنجا که تمام روحها از لذت وصف ناپذیر نزدیک شدن به خدا بهرهمند میشوند. جهنم یک مکان خاص نیست. جهنم یعنی عذاب دوری روح از خدا.
- تناسخ (تولد دوباره) آنقدر تکرار میشود تا تمامی درسهای زندگی آموخته شود و روح با نیروی زندگی آمیخته شود یا تا آنجا که به روشنای کامل و سعادت ابدی دست یابد.
- قطعاً یک زندگی پس از مرگ وجود دارد، اما مشخصات آن قابل درک نیست یا این که مهم نیست. مهمترین چیز، کردار شخص در زندگی است.
- زندگی پس از مرگ وجود ندارد. هیچ روحی پس از مرگ وجود ندارد. هیچ بهشت و جهنمی وجود ندارد یا این که در این زمینه مطمئن نیستم یا این سوال اهمیتی ندارد.
- هیچکدام از موارد بالا.
5- چرا گناههای بزرگ در جهان وجود دارد؟
- گناهکاری یا طبیعت ناقص یا تمایل به تسلیم شدن در برابر وسوسههای شیطان، چیزی است که از گناه آدم و حوا در برابر خدا به انسان به ارث رسیده است.
- گناه اتفاق میافتد چون خدا به ما اختیار داده و همچنین نقطه ضعف یا طمع و خودخواهی داده است که گاهی باعث میشود انتخابهای اشتباه انجام دهیم (و/یا در مقابل وسوسههای شیطان ضعیف باشیم)
- روگردانی انسان از خودش به عنوان یک روح خالص و به عنوان کسی که حقیقت جهانی (یا روح جهانی یا فکر جهانی) را در خود دارد باعث ارتکاب گناه میشود.
- گوش ندادن به حرف خدا که در درون همهی ما وجود دارد باعث ارتکاب گناه میشود.
- خودخواهی انسان باعث هوس و دلبستگی می شود که به افکار ناپاک و رفتار نادرست میانجامد؛ یعنی طمع، نفرت و خشونت.
- گناه هیچ دلیل ماورای طبیعی یا روحی ندارد یا این که من مطمئن نیستم یا اهمیتی ندارد.
- هیچکدام از موارد بالا.
6- یک یا چند موجود غیرمادی وجود دارند که میتوانند باعث آزار انسان شوند.
- موافقم
- مخالفم
- نامرتبط
7- چرا این همه عذاب و بدبختی در جهان وجود دارد. هرچندتا گزینه که مربوط است انتخاب کنید.
- نافرمانی آدم و حوا باعث شد تا بشر این همه مرگ و نقص و مرض و زوال را از آنها به ارث ببرد.
- مصائب بخشی از مشیت (یا نقشه یا خواسته یا طرح) پروردگار است تا با آن به شخصیت انسان نظم دهد یا آن را بیازماید یا به چالش بکشد یا ایمان و تقوایش را قوی کند یا اصلا به دلایلی که ما آن را نمیدانیم یا نمیتوانیم بدانیم.
- رنجها فقط حالتی ذهنی (یا خیالی) هستند – و واقعیت ندارند. فقط ذات روحانی ماست که واقعیت دارد.
- ناهماهنگی و عدم توازن روحانی یا کیهانی ممکن است باعث ایجاد رنج و عذاب شود.
- افکار و/یا کردار پلید (طمع، نفرت و خشم) همیشه به صورت عذاب به انسان برمیگردد (کارما)
- هیچکدام از موارد بالا؛ رنجهای بشر هیچ ارتباطی به ماورای طبیعت ندارد.
به سوالهای ۸ تا ۱۲ بر اساس اعتقادات خودتان برای رسیدن به پاداش ابدی یا حقیقت ابدی پاسخ دهید. مقصود شما میتواند شامل رستگاری، بهشت، روشنی ابدی، پاداش ابدی، آزادی غایی، توازن مطلق معنوی، ادغام یا خدا و غیره باشد.
8- شما باید عبادت کنید:
- خدا یا خدایان یا قدرت برتر را
- خدایی را که سه شخص است با یک ذات
- خدا را که سه شخص مجزا است: پدر، پسر و روح القدس
- هیچکدام از موارد بالا
9- هم کیشان شما آداب و رسوم مذهبی خاصی دارند که باید در آن شرکت کنید.
- موافقم
- مخالفم
- به من ربطی ندارد
10- شما باید به طور مرتب اعتراف کنید:
- به گناهان و بدیهای خود نزد یک روحانی
- به گناهان و بدیهای خود اما نه لزوما نزد یک روحانی
- به من ربطی ندارد
11- برای به دست آوردن پاداش ابدی یا رسیدن به حقیقت ابدی، اعمال نیک و رحمت خداوند …
- لازم است.
- ایمان و رحمت خداوند هستند که به ما رهایی میدهند. کارهای خوب در واقع میزان ایمان را نشان میدهد.
- هیچ چیزی پس از مرگ وجود ندارد یا اهمیت ندارد یا این سوال ربطی به من ندارد.
12- تمام گزینههایی که راه رسیدن شما به سعادت ابدی یا پاداش ابدی را نشان میدهد انتخاب کنید.
- پیروی مداوم از آداب و رسوم، مقررات، دستورات، محدودیتها و مقدسات دینی.
- همگی حتی انسانهای بدسرشت به پاداش میرسند (حالا بهشت، یکی شدن با خدا یا هرچی) چون خدا ارحم الراحمین است.
- از بین بردن تمامی وابستگیها، دلبستگیها و نادانیها و رهاسازی خود از تمام ناخالصیها
- فراگرفتن تمام درسهای زندگی در تولدهای دوباره
- رسیدن به این باور که وجود شما یک جسم نیست بلکه یک روح است که بخشی از روح مطلق جهانی است.
- ساده زیستن و رها کردن اهداف دنیوی و دارایهای مادی
- به کار گرفتن قدرتهای ماورایی از روشهای واسطهگری [2] مانند فیزیک، مدیوم شدن، کارتهای تاروت، بلور درمانی، جادو و غیره
- نوع بشر از طریق تلاشهای خودش رهایی مییابد و نه از طریق اعتقاد دینی یا کارهای معنوی.
سوالهای ۱۳ تا ۲۰: دین و اعتقادات شما در شرایط مختلف زیر چگونه رفتار میکند؟
13- انتخاب سقط جنین باید در اختیار زن باشد.
- موافقم
- مخالفم
- نظری ندارم یا به من ربطی ندارد.
14- هم جنس گرایی باید غیراخلاقی یا بیقانونی به حساب بیاید.
- موافقم
- مخالفم
- نظری ندارم یا به من ربطی ندارد.
15- نقشهای مردان و زنان باید از پیش تعیین شود.
- موافقم
- مخالفم
- نظری ندارم یا به من ربطی ندارد.
16- طلاق و/یا ازدواج دوباره باید محدود، مجازات یا محکوم شود.
- موافقم
- مخالفم
- نظری ندارم یا به من ربطی ندارد.
17- برنامههای توسعه اجتماعی (مانند برابری و رفع تبعیض، فقرزدایی و آموزش همگانی) جزو اساس اعتقادات من است.
- موافقم
- مخالفم
- نظری ندارم یا به من ربطی ندارد.
18- خشونت زدایی (از جمله صلح جویی و حذف مجازات اعدام و غیره) از اساس اعتقادات من است.
- موافقم
- مخالفم
- نظری ندارم یا به من ربطی ندارد.
19- اقدامات درمانی معنوی از اساس اعتقادات من است و باید بر داروهای معمولی اولویت داشته باشد.
- موافقم
- مخالفم
- نظری ندارم یا به من ربطی ندارد.
20- احترام گذاشتن (و/یا پرستیدن) طبیعت از اساس اعتقادات من است.
- موافقم
- مخالفم یا نظری ندارم یا ربطی ندارد.
[1] یک خدای شخصی یا شخصوار خدایی است که میتوان به عنوان شخص با آن رابطه برقرار گردد، برخلاف «نیروی غیرشخصی» مانند مفهوم مطلق فلسفی، «همه» یا «زمینه هستی». توضیح این که خدا در ادیان ابراهیمی از نوع خدای شخصی است.
[2] روشهایی که در آن بعضی افراد مدعی هستند میتوانند با قدرتها یا موجودات ماورای طبیعی ارتباط برقرار کنند.