ما داشتیم با سرعت زیادی چیزهای جدید را تجربه میکردیم که یکهو ماءالشعیر سر و کلهاش پیدا شد. این کلمه طولانی است و من دوست دارم همان آبجوی چهار حرفی را به جای آن بنویسم. در واقع این همان است، فقط عربی شده که الکل نداشته باشد. شاید قبل از سال ۵۷ مردم میخوردند، نمیدانم،ادامه خواندن «آبجو»
Tag Archives: دانشگاه
کنترل خطی
در طول زمان مدرسه و دانشگاه، هروقت معلم یا استاد غیبت میکرد یا کلاس را زودتر تعطیل میکرد ما خوشحال میشدیم و این موضوع ردخور نداشت. تنها جایی که من از غیبتهای پرتکرار استاد خسته شدم درس کنترل خطی بود. سال سوم دانشگاه این درس را داشتیم. من شمرده بودم، در طول ترم ۱۵ جلسهادامه خواندن «کنترل خطی»