طفلک بازیگوش درون

طفلک بازیگوش درون

ببین چگونه رامت می‌شود

حتی اگر تمام شب پیشش باشی

جفتک انداختن‌های زنجیره‌ای‌اش

یکجا همه می‌نشیند تا یک دقیقه هم

ترس از دست دادنت

از دست دادن حتی صدایت

از خط نگذرد

مثل لیوان لبریز چای داغ می‌مانی

که روی سینی با یک دست نگه دارم

و از پله بالا بروم

نگران تمام شدن هم

نگران ریختن هم

تو را آخر شب

خواب می‌رباید و

من را همچنان تو

مجال خالی شدنم نیستی

که هر ساعت بود و نبودت

لبریزترم می‌کند

ای پرنده‌ی وحشی

یک جا قرار بگیر تا بدانم از روی کدام بام باید نگاهت کنم

17/5/1389

تهران

منتشرشده به‌دست Majid

I'm an engineer who aspired to be a writer.

بیان دیدگاه