کنترل خطی

در طول زمان مدرسه و دانشگاه، هروقت معلم یا استاد غیبت می‌کرد یا کلاس را زودتر تعطیل می‌کرد ما خوشحال می‌شدیم و این موضوع ردخور نداشت. تنها جایی که من از غیبت‌های پرتکرار استاد خسته شدم درس کنترل خطی بود. سال سوم دانشگاه این درس را داشتیم. من شمرده بودم، در طول ترم ۱۵ جلسهادامه خواندن «کنترل خطی»

طفلک بازیگوش درون

طفلک بازیگوش درون ببین چگونه رامت می‌شود حتی اگر تمام شب پیشش باشی جفتک انداختن‌های زنجیره‌ای‌اش یکجا همه می‌نشیند تا یک دقیقه هم ترس از دست دادنت از دست دادن حتی صدایت از خط نگذرد مثل لیوان لبریز چای داغ می‌مانی که روی سینی با یک دست نگه دارم و از پله بالا بروم نگرانادامه خواندن «طفلک بازیگوش درون»

سلطان مثلثات سال سوم

سال 1374 سوم دبیرستان بودم در نظام خیلی قدیم. آن زمان دبیرستان چهارسال بود و چیزی به نام پیش دانشگاهی هم نداشتیم. من عاشق ریاضی بودم. سال سوم سه تا کتاب ریاضی داشتیم: جبر، مثلثات و ریاضیات جدید. آخر کتاب‌های جبر و مثلثات ما حدود تا صدتا مسأله‌ی گُردافکن گذشته بودند که معلم‌ها سمتش نمی‌رفتند.ادامه خواندن «سلطان مثلثات سال سوم»

انتها گیج

من را درگیر آن حس غلیظ بودنت کن من را در نورد و حذفم کن در به رویا رساندن واژه‌ها از سرد کاغذ تا گرم خیال لبهایت تبحر داری با تو تنها بودن از مشورت دنیا بی‌نیازم می‌کند چه میدانی در گوشه‌ای از مختصات شیمی مغز و خونی با خیال تو تغییر می‌کند به انرژیادامه خواندن «انتها گیج»

آدم دور افتاده

این طرز فکر کمی ترسناک به نظر می‌رسد که آدم از جایی به بعد فراموش می‌شود، تا زمانی که از دنیا برود و ناگهان دوباره برای چند روز عده‌ای یادش می‌کنند. هم سن و سال‌ها سنشان بالا می‌رود و درگیر مشغله‌های زندگی خودشان می‌شوند، همسر و فرزند و نوه و فامیل و درگیری‌های مالی وادامه خواندن «آدم دور افتاده»

تاریخچه‌ی نوشتن من

سال‌ها پیش روی کاغذ می‌نوشتم. بعد از آن که امکان فارسی نوشتن در فضای مجازی فراهم شد، وبلاگی در پرشن بلاگ ساختم که هنوز آنجاست http://sanieh.persianblog.ir/ یک سال فقط می‌خواندم و پس از آن خودم وبلاگی زدم و شروع به نوشتن کردم. نوشته‌هایم خام و ابتدایی است. نمی‌دانم چرا نظرات دیگران حذف شده است. بهادامه خواندن «تاریخچه‌ی نوشتن من»

می‌نویسم پس هستم

سال‌ها از آغاز نوشتنم می‌گذرد. آخرین بار در وبلاگی که خودم ساخته بودم می‌نوشتم تا این که فرصت به روز کردن آن را از دست دادم.حالا دوباره پس از سال‌ها قصد دارم نوشته‌هایم را اینجا بگذارم. هیچوقت از نوشتن دور نبوده‌ام. فقط از جایی به جای دیگر رفتم. نمی‌دانم این یکی را چه مدت نگهادامه خواندن «می‌نویسم پس هستم»